۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

خواب ریاضی

باز هم خواب ریاضی دیده ام /خواب خط های موازی دیده ام
خواب دیدم میخورم ایگرگ زگوند/ خنجر دیفرانسیل هم گشته کند
از سر هر جایگشتی می پرم/ دامن هر اتحادی می درم
دست و پای بازه ها را بسته ام/ از کمند منحنی ها رسته ام
شیب هر خطی را به تندی می دوم/ گوش هر ایگرگ وشی را می جوم
گاه در زندان قدرمطلقم/ گه اسیر زلف حد و مشتقم
گاه خط ها را موازی می کنم/ با توان ها نقطه بازی می کنم
لشکری تمرین دارم بیشمار/ تیغی از فرمول دارم در کنار
ناگهان دیدم توابع مرده اند/ پاره خط ها نقطه ها پژمرده اند
در ریاضی بحث انتگرال نیست/ صحبت از تبدیل و رادیکال نیست
کاروان جذرها کوچیده است/ استخوان کسرها پوسیده است
از لگ و بسط و نپر آثار نیست/ ردپایی از خط و بردار نیست
هیچ کس را زین مصیبت غم نبود/ صفر صفرم هم دگر مبهم نبود
آری آری خواب افسون میکند/ عقده ها از سینه بیرون می کند
مردم از این ایکس و ایگرگ داد داد/ روزهای بی ریاضی یاد باد

هیچ نظری موجود نیست: