۱۳۸۸ بهمن ۲, جمعه

اندر احوالات امتحانات



اي بابا چرا كسي سري به ما نميزنه؟ چرا كسي همكاري نميكنه؟ چرا كسي نظر نميده؟چي؟‌ آها فصل امتحاناست؟ باشه ولي اينجوري نميشه.


ولي خوب بعده كلي منت كشي (عجبآدمايي پيدا ميشن) دومين همكاري هم انجام شد. (خدايش در بهشت كناد). بعده چند روز، بالاخره متن دوست خوبم هم آماده شد تا بياد تو وبلاگ. يه داستان كوتاه در حد يك صفحه در مورد امتحانا. انصافا جالب بود. حكايتي شده اين امتحانا هم.


نويسنده داستان : آقاي باقي زاده ، ورودي 85 رشته آمار. داستانش ؟ اي بد نبود. ولي بخونيد پشيمون نميشين. باور كنيد ها .




اندر احوالات امتحانات.


اين ترم ديگه فرق مي كنه. آخه ديگه كيف گرفتم. قصد داشتم عينك هم بزنم ولي بچه ها نذاشتن. خدائيش نمي خوام ديگه مثل ترم هاي قبل بشه. از اول ترم مي شينم مي خونم. فك كنم اگه يه دفتر پاپكوهم بخرم كه ديگه تركوندم. حتما معدل فوق الف ميشم. با كلي ذوق و شوق رفتم سركلاس. توراه به هيچكيم سلام نكردم. والا، خير سرم كيف گرفتم ، شرم كنن، اونا سلام كنن. انتظاراتي دارن مردم ازم‌!




بقيه شو مي خواين . دانلود كنيد. (رو همون دانلود كليك كنيد ديگه.)

۱ نظر:

Unknown گفت...

سلام
هرچی دقت کردم، دیدم که این اندر احوالات منم هست. فکر کنم که تو خوابگاه اپیدمی شده.
درسا رو ولش کن. کنکورو بچسب.بترکون تا همه کف کنن. من که همچین قصدی دارم. ان شا ا... که قضیه کنکور من باعث نشه که یه مطلبی بذارم که اسمش باشه"اندر احوالات کنکور من"
موفق باشی.(محمود)